شنبه 4 آذر 1396 - Saturday, November 25, 2017
ComponentArt Rotator :: Demo version.

Please reload the page to continue with your evaluation.

You can purchase the full version here.
 شرح مطلب
انديشکده آمريکايي: 5 ريسک کليدي راهبرد اوباما در قبال داعش
16:10:36 - 1393 يکشنبه 23 شهريور
بزرگنمایی:



 آمريکا گزينه ديگري جز وابستگي به متحدان منطقه‌اي براي نيروهاي زميني، آموزش، پايگاه‌ها، تحکيم وحدت و حاکميت عراق، تلاش‌ها براي محدود کردن منابع مالي و داوطلبي داعش و برجسته کردن فقدان مشروعيت ديني داعش و دوري آن‌ها از اسلام، ندارد.

 

 انديشکده مرکز مطالعات راهبردي و بين‌المللي در يادداشتي به قلم آنتوني کوردزمن به بررسي راهبرد اوباما براي مقابله با داعش پرداخت و نوشت: به نظر غيرمعمول مي‌رسد که راهبردي را که خودتان پيشنهاد و تصديق کرده‌ايد، نقد کنيد و بايد گفت که «اوباما» اگر به‌طور کامل آن راهبرد را اجرا کند، منابع لازم را به آن اختصاص دهد و مداومت داشته باشد، تا حد زيادي بهترين گزينه ممکن را انتخاب کرده است. رئيس‌جمهور مجبور بوده است که راهبردي مبتني بر قوانين بازي در آمريکا، عراق، سوريه و کشورهاي متحد انتخاب کند. اين‌ها قواعدي هستند که محدوديت‌هاي زيادي بر کار آمريکا اعمال مي‌کنند.

 

مرکز رصد راهبردي اشراف بدون تاييد محتوا و ادعاهاي مطرح شده در اين گزارش، ترجمه آن را صرفا جهت اطلاع نخبگان و تصميم‌گيران عرصه سياسي کشور از رويکردها و ديدگاه‌هاي انديشکده‌هاي غربي منتشر مي‌کند و ديدگاه‌ها، ادعاها و القائات اين گزارش‌ها هرگز مورد تأييد اشراف نمي‌باشد.

■ انتخاب‌هاي محدودي که بهترين گزينه ممکن را شکل مي‌دهند■

آمريکا گزينه ديگري جز وابستگي به متحدان منطقه‌اي براي نيروهاي زميني، آموزش، پايگاه‌ها، تحکيم وحدت و حاکميت عراق، تلاش‌ها براي محدود کردن منابع مالي و داوطلبي داعش و تلاش‌ها براي برجسته کردم فقدان مشروعيت ديني داعش و دوري آن‌ها از اسلام، ندارد.

 

■اوباما حمايت سياسي داخلي براي به‌کارگيري نيروي زميني را ندارد■

اوباما حمايت سياسي داخلي براي به‌کارگيري نيروي زميني را ندارد. ماه‌ها طول خواهد کشيد تا يک حضور نظامي زميني وسيع، براي پوشش مناطق وسيع درگير، سازمان‌دهي شود؛ اگر نيروهاي زميني آمريکا در جنگ سوريه و عراق وارد شوند، به ناگزير اين‌گونه القا مي‌شود که آمريکا ازيک‌طرف جانب‌داري مي‌کند و به‌عنوان دشمن طرف ديگر لحاظ مي‌شود. راهبردي که رئيس‌جمهور از آن سخن گفت فرصت خوبي براي دست‌يابي به نيمي از اهداف خود دارد: به‌خصوص تضعيف داعش، و اين تضعيف براي از ميان بردن توان داعش براي عمل کردن به‌عنوان يک دولت و پايگاهي امن براي جهادي گري و افراطي‌گري خشن کافي خواهد بود؛ اما از بين بردن بيش‌ازحد جاه‌طلبانه است. احتمالاً تهديد جدي از جانب جهادي گري و افراطي‌گري خشن، تا چند سال آينده تداوم خواهد داشت، و تهديدهاي مشابهي در هلالي که از مراکش تا فيليپين و از صحراي جنوبي در آفريقا تا روسيه و چين گستره است، ظهور خواهد يافت. اين جنگي طولاني نخواهد بود اما به نظر مي‌رسد ظهور بي‌ثباتي خشونت‌آميز يک قاعده و نه يک استثنا خواهد بود.

 

■راهبرد «اوباما» مستلزم وحدت در عراق است ■

- رهبري به معناي برانگيختن و برانگيختن به معناي فهم ريسک‌ها است

اين مطلب نقدي در خصوص آنچه رئيس‌جمهور «اوباما» گفت، نيست. رئيس‌جمهوري که مي‌خواهد طيفي از کارها را شکل دهد و رهبري کند، نمي‌تواند و نبايد به‌تمامي ريسک‌هايي که راهبرد منتخبش در بر دارد، اشاره کند. چنانکه سال‌ها طول کشيد که رئيس‌جمهور بفهمد که شما وضع کشور خود و متحدانتان را با تمرکز صرف بر پيچيدگي و ريسک‌ها بهبود نخواهيد بخشيد. شما با اين کار بر يک‌جانبه‌گرايي، نقدهاي افراطي و بي‌اعتمادي متحدان غلبه نخواهيد کرد. ما همزمان به توازن و احتياط نياز داريم و بايد انتخاب رئيس‌جمهور را با بيان معتدل ريسک‌ها تصديق کنيم.

 

- ريسک کليدي اول: عراق

نخستين و احتمالاً مهم‌ترين طيف از اين ريسک‌ها و عدم قطعيت‌ها، چيزي است که رئيس‌جمهور بدان اشاره کرد. راهبردي که او پيشنهاد کرده است منوط به اين است که عراق داراي دولتي باشد که عملاً به دنبال وحدت عملکرد ميان سني‌ها و شيعيان، و کردها و اعراب عراق باشد و به آن دست يابد.

 

■نيروي زميني کليدي در راهبرد آمريکا، طيفي از نيروهاي عراقي است■

نيروي زميني کليدي در اين راهبرد، طيفي از نيروهاي عراقي است؛ آمريکا در شرايطي مي‌تواند به ايجاد دوباره يک ارتش کاربردي و ملي عراق کمک کند که شبه‌نظاميان شيعه را محدود کند و به حاشيه براند، نيرويي ملي سني در مناطق سني نشين به وجود بياورد و پيشمرگه ها را به نيرويي کارآمدتر تبديل کند. بااين‌حال حفظ و حتي دست‌يابي به اين پيشرفت در ارتش عراق مستلزم وحدت بيشتر در سطح حاکميتي است. اين به معناي نوع جديدي از فدراليسم، توزيع مساوي درآمدهاي نفتي، اصلاحات اساسي اقتصادي و توجه جدي براي توسعه بخش نفتي اين کشور است. اين تلاشي يک تا سه‌ساله از جنبه نظامي را مي‌طلبد و دست‌کم تلاشي سه تا پنج سال براي تقويت جنبه‌هاي اقتصادي موردنياز است. شانس موفقيت در عراق احتمالاً کمتر از يک‌سوم است. چنانکه شکست‌هاي پس از موفقيت‌هاي تاکتيکي طي 2008-2005 به‌روشني نشان داد، پيروزي تاکتيکي به معناي شکست تجزيه‌طلبي اسلامي يا ايجاد وحدت ملي نيست. سياست عراق در زمينه‌هاي فرقه‌اي قومي و شخصي سياستي يک‌جانبه است.

 

■ضعف اليت­هاي سياسي عراقي ■

بخش عمده‌اي از ساختار دولت «مالکي» همچنان پابرجاست و بسياري از شخصيت‌ها و گروه‌هاي سياسي سني، شيعه و کرد براي منافع شخصي، فساد و قدرت‌طلبي فعاليت مي‌کنند. واقعيت ناخوشايند اين است که اليت‌هاي سياسي عراق، با وجود تمام تفاوت‌هاي فرهنگي و ديني، شباهت جالبي با دودمان بوربوني در فرانسه دارند. آن‌ها مثل شاه بوربون نه چيزي ياد مي‌گيرند و نه چيزي را فراموش مي‌کنند.

آمريکا احتمالاً منافع بيشتري در تضعيف داعش، به‌جاي نابود کردن آن – حتي در عراق -دارد. عراق احتمالاً از بسياري جهات همچنان بي‌ثبات باقي خواهد ماند. حتي موفقيت بخشي امريکا مي‌تواند به معناي مجبور شدن به حمايت از گروه‌هاي منشعب شيعي، سني و کرد و پس‌ازآن کنار آمدن با عراقي بي‌ثبات براي آينده‌اي نامتعين باشد.

 

■شکست دادن داعش در سوريه احتمالاً ناممکن خواهد بود ■

- ريسک کليدي دوم: سوريه

شکست دادن داعش در سوريه احتمالاً ناممکن خواهد بود. نيروي هوايي- شورشيان معتدل تقويت‌شده‌اي مثل ارتش آزاد سوريه و چالش‌هايي که داعش از جانب ساير گروه‌هاي شورشي اسلامي، مثل جبهه النصره با آن روبروست – ممکن است داعش را وادار به تغيير يا ادغام کند. بااين‌حال نتيجه نهايي، سوريه‌اي تقسيم‌شده ميان طرفداران علوي و سني «اسد» در ساحل غربي و مراکز شهري سوريه و قسمت تحت سيطره شورشيان در شرق، که همچنان داراي ماهيت قوي اسلامي و جهادي خواهد بود، است. امکان اين‌که شورشيان ميانه‌رو بتوانند در چند سال آينده بر اوضاع فائق شوند- حتي با حمايت بيشتر آمريکا، عربستان سعودي و اردن و امارات – بين يک‌به‌سه تا يک‌به‌چهار است. فاجعه انساني که در سوريه در دوره قبل از شروع جنگ در 2011 ايجادشده و به فاجعه‌اي ملي از آن زمان تا اکنون تبديل‌شده، براي بازگشت به وضع قبلي در بهترين شرايط نيازمند يک دهه است.

 

■ سوريه مخرب‌ترين جنگ داخلي جهان را تجربه مي‌کند■

تضعيف داعش ممکن است ريسک پيروزي آرام ولي درعين‌حال ناخوشايند را براي «اسد» به همراه داشته باشد و يا داعش در شرق سوريه آسوده باقي بماند و تهديدي ادامه‌دار براي عراق و منطقه باشد. احتمال تقسيم سوريه پس از حمله‌اي موفقيت‌آميز عليه داعش يک‌سوم تا دوسوم است؛ و احتمال پيروزي «اسد» يا شکلي خاص از بقاي داعش در سوريه، يک‌ششم تا يک‌پنجم است. احتمالاً نبردهاي قدرت بيشتري در راه خواهد بود، هيچ رهبري روشني سوريه را به‌پيش نرانده است. درحالي‌که ليبي درگير بدترين نو ع حاکميت سکولار، جنگ فرقه‌اي و افراطي‌گري مذهبي شديد است، سوريه مخرب‌ترين جنگ داخلي جهان را تجربه مي‌کند.

 

- ريسک کليدي سوم: ايران

کارشناسان در اين خصوص که ايران تا چه حد مي‌خواهد و مي‌تواند به‌عنوان يک قدرت عمل‌گرا با آمريکا و همسايگانش کنار بيايد و يا ترجيح مي‌دهد امنيت و قدرت خود را با گسترش پيوندهايش با شخصيت‌هايي مثل «اسد»، بازيگران غيردولتي، به‌کارگيري تسليحات هسته‌اي و مواجهه با کشورهاي خليج‌فارس حفظ کند، اختلاف‌نظر دارند.

 

■ابعاد سياست ايران ■

تاکنون به نفع ايران بوده است که به‌موازات آمريکا عمل کند؛ اما بااين‌حال ايران در مقابل نفوذ و نقش فزاينده آمريکا در عراق و بيش از آن در سوريه ايستادگي خواهد کرد. علاوه بر اين گفتگوهاي 1+5 به‌خوبي پيش نمي‌رود و شکست بخشي يا کلي آن‌ها، مي‌تواند همزمان با دوره‌اي حساس در نقش‌آفريني آمريکا در نبرد با داعش باشد. نتيجه نهايي مي‌تواند تلاش ايران براي ايجاد شکاف ميان نيروهاي شيعي و عناصر تحت حمايت آمريکا، حملات شخص ثالث به مستشاران و معين‌هاي آمريکايي و / يا واردکردن ساختارمند مستشاران و آموزش‌دهندگان القاعده در قالب نيروهاي عراقي و مناطق شيعه‌نشين باشد.

 

■سناريوهاي مختلف در عراق و سوريه و رويکرد ايران ■

ايران ممکن است راهي متفاوت را انتخاب کند. اين کشور ممکن است فکر کند که تلاش‌هاي آمريکا و اعراب براي حمايت از شورشيان سوري تهديد واقعي اندکي براي «اسد» دارد و تضعيف داعش توسط آمريکا، او را تقويت مي‌کند. ممکن است ايران به اين نتيجه برسد که مي‌تواند به‌راحتي منتظر حمايت آمريکا از نيروهاي عراقي بماند، نفوذ خود را بر شيعيان عراق حفظ کند و منتظر بماند تا آمريکا اين کشور را ترک کند. ايران همين‌طور ممکن است به اين نتيجه برسد که بهتر است که با عراقي تقسيم‌شده به غربي سني نشين و کردهايي که تحت لواي کشور عراق، اما متمايز از اعراب، هستند، کنار بيايد. هر دو شکل از تنش داخلي در عراق مي‌تواند حکومت تحت سلطه شيعيان عراق را بيش‌ازپيش به ايران وابسته سازد. بهترين پيش‌بيني از عراقي نامنظم، نامتعين و نبردي فزاينده براي نفوذ، اما فاقد نبرد يا شکاف‌هاي عميق، حکايت دارد.


■مشکلات متحدان آمريکا■

- ريسک کليدي چهارم: متحدان آمريکا

آمريکا تا حد زيادي وابسته به هم‌پيمانان اروپايي، عرب و ترک خود براي حمايت مالي، کمک به شورشيان سوري و کمک به عراق (اگر دولت عراق تبديل به دولتي ملي شود و سني‌ها نيز قدرت بيايند) است. امري که همراه با ريسک‌هايي نيز هست. همبستگي آمريکا، اروپا و منطقه‌اي، براي محدود ساختن نقش مخرب روسيه ضروري است. انگليس و فرانسه دو هم‌پيمان کليدي اروپايي ازلحاظ نيروي هوايي، تسليحات و حمايت مشاوره‌اي هستند؛ اما انگليس درگير خطر جدا شدن اسکاتلند از اين کشور در 18 سپتامبر است و فرانسه نيز غرق در بحران ماليست. ترکيه قدرتي اروپايي و منطقه‌اي است، اما تاکنون اراده‌اي جدي از خود براي مقابله با داعش را نشان نداده است. اين کشور از هرگونه جدايي‌طلبي کردها مي‌ترسد، درگير مسائل گروگان‌گيري است، مشکلات بزرگي در تأمين امنيت مرز جنوبي خود دارد و تمايلي براي بحران بيشتري در مرزهاي جنوبي‌اش ندارد. به نظر مي‌رسد حداقل برخي عناصر در ترکيه از تجارت با داعش بهره مي‌برند و برخي ديگر به دنبال حمايت از تلاش‌هاي تجزيه‌طلبانه کردها هستند.

 

■لزوم توسعه مباحث نظري ضد افراطي‌گري■

اردن، عربستان، و امارات در مواجهه با سوريه به شرکاي قدرتمندي تبديل‌شده‌اند اما به دلايل زيادي «مالکي» را دشمن خود مي‌بينند و دليلي براي اعتماد به دولت جديد نيز نمي‌يابند. آمريکا مي‌تواند به اين کشورها درراه تضعيف و از ميان بردن داعش اعتماد کند؛ اما براي جلب کمک آن‌ها دولت عراق بايد اعتماد آن‌ها را جلب کند. قطر و کويت امکان دسترسي به پايگاه‌هاي هوايي را به آمريکا داده‌اند اما جريان پول از اين کشورها به داعش و ديگر جنبش‌هاي افراط‌گرايانه را کنترل نکرده‌اند.

پرسش کليدي به نحوي گسترده‌تر، اين است که آيا متحدان کليدي عرب مي‌توانند در جهت بسط مباحث ايدئولوژيک و ديني لازم براي مواجهه با خشونت افراطي‌گري و بياني تازه از اعتدال و ارزش‌هاي ميانه‌روانه اسلام، تلاش کنند؟ احتمال ائتلاف يک‌به‌سه يا يک‌به‌چهار است. بااين‌حال به‌احتمال‌قوي ما از بسياري از اعضاي کليدي شاهد حمايت خواهيم بود.

 

■ريسک‌هاي داخلي آمريکا ■

- ريسک پنجم: آمريکا

هيچ راهبرد آمريکايي نمي‌تواند تهديدي که آمريکا براي خود دارد را ناديده بگيرد. آمريکا اکنون با سه تهديد بلاواسطه مواجه است. اول ترديد در استفاده از نيروي هوايي، انتقال تسليحات و تلاش‌هاي مشاوره‌اي جدي. «اوباما» رئيس‌جمهوري است که از ريسک کنش قاطع مي‌ترسد، بيش‌ازحد رويکرد «هزينه – فايده»‌اي دارد و اهميت تصميمات به‌موقع را نمي‌داند.

دوم اينکه آمريکا تاکنون در دو جنگ گذشته نشان نداده است که مي‌تواند گونه‌اي از تلاش هاي منسجم مدني- نظامي موردنياز براي بيشينه کردن شانس موفقيت را ايجاد و حفظ کند. بُعد مدني به‌طور خاص نامنظم است و هر دو طرف فاقد تداوم و واقع‌گرايي منسجم در استفاده از منابع و دانش بومي خود بوده‌اند.

سوم اين نبرد بسيار پيچيده، مبهم و همراه با ناملايمات است و مستلزم صبر در طول دوره اين دولت و بعدازآن است. منافع حزبي و نارضايتي عمومي تهديدات جدي براي يک تلاش منسجم و مؤثر است. 99٫9 درصد احتمال دارد که برخي جنبه‌هاي اين ريسک‌ها تبديل به واقعيت شوند.

منبع : اشراف

Copyright © 2007-2014 Arya Strategic Studies Center, All rights reserved.
Designed & Developed by Arya Data Processing. Powerd by Arya Smart Land Co.